| از امید و برای تو...
دیگه مجبور نیستی هرجا که میری , ازم اجازه ی رفتن بگیری , میشه با هر کی که میخوای بجوشی , اصلا هرچی دلت میخواد بپوشی , میشه به هرکی میخوای دل ببندی , یا با غریبه ها بگی بخندی , وقتی دیر میکنی یا میری جایی , دیگه نیستم بگم کجایی , دیگه نیستم بهت بگم کجایی , نرو تنهام نزار با درد و غم هام , اگر چه دلخوری از خیلی حرفام , به قرآنی که از سایش گذشتم , به مرگ هردوتامون خیلی تنهام , نگو میبینمت یه روز دیگه , آخه احساس من اینو نمیگه , نمیتونم قبول کنم نباشم , تر و خشکت کنه یه مرد دیگه , تر و خشکت کنه یه مرد دیگه , خدا حافظ همیشه بهتر از من , همیشه یا که هرجا سرتر از من , تو چشمات بهترین بودم تو دنیا , نمیدیدی اگرچه کمتر از من , خدا حافظ که رفتم بی بهونه , از این خونه دلم بدجوری خونه , به جای سربه روی شونه ی من , تو یادم خاطرات تو میمونه , تو یادم خاطرات تو میمونه , اگه کوه طلا واست بیاره , اگه دنیارو زیر پات بذاره , بازم دستای خالیم خوب میدونن , که هیشکی قدر من دوست نداره , گلت خشک شد ولی هرگز نبرده , زمان بوی تورو از خونه برده , دلم خوش بود میای یه شب تو خوابم , ولی چند ماهه که خوابم نبرده , داری میری ولی پیشت میمونم , واست هیچی نبودم خوب میدونم , ولی من در عوض هرجا که باشم , واست تا آخر عمرم میخونم , واست تا آخر عمرم میخونم , شاید خیلی چیزا میخواستی اما , منم هیچی نداشتم پات بریزم ,اونقدر بغضم رو پنهون کردم از تو , از اون روزی که تو رفتی مریضم , قدیما یادمه میرفتی جایی یه خدا حافظ میگفتی , چقدر آسون شدم باهات غریبه , بازم پشت سرم چیزی شنفتی , الان داغی نمیفهمی چی میگم , مدیونی اگه یادم بیوفتی...
|